نشست «مسأله شهر» با موضوع «بافتهای فرسوده» از سلسله نشستهای «گفتگوهای انتقادی مدیریت شهری و علوم انسانی در باب شهر» به همت «پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی» عصر دوشنبه ۲۳ خردادماه در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری، در ابتدای این نشست، علی پورتقی، دبیر علمی جلسه به بیان مقدمه و طرح موضوع در مفهوم بافتهای فرسوده پرداخت و گفت: مسأله بافتهای فرسوده هم در ایران و هم در جهان، مسأله ای پیچیده است. سیاستهای کلان، طرحهای مطرح شده، نظام محلات، بافتهای آسیبدیده و مسأله دار و فشرده، انواع سکونتگاه ها در حاشیه شهر و ... نیز از مباحثی است که زیر این عنوان، مطرح میشود.
این پژوهشگر حوزه شهر با اشاره به آسیبهای موجود در زمینه طرحها و برنامههای اجرا شده از سوی مدیریت اجرایی، افزود: سادهانگاری در این حوزه خطرناک است و مدیران و مشاوران را میتواند به تصمیمات اشتباه برساند که بودجههای ملی صرف آن شود و وارد باتلاقهایی شویم که مدیریت شهری برای بیرون آمدن از آن، به مشکل بخورد.
وی گفت: از سوی دیگر بافتهایی که سوداگرانه تفکیک و ساخته شدند، در منازل کوچک و ناپایدار و از نظر تاسیسات شهری، فرسوده و خطرناکاند. این بافتها به خاطر سرعت بالای شکلگیری، نامنظم، غیرمهندسی و مشکلدارند که از نور و هوای لازم برخوردار نیستند. همچنین ایمنی کمی دارند و در حوادث غیرمترقبه مثل آتشسوزی، بسیار مشکلزا و آسیبپذیرند.
پورتقی ادامه داد: از حیث اقتصادی، این بافتها معمولا ارزاناند و برای زندگی فقرا استفاده میشوند. نرخ بیکاری بالایی در آنها وجود دارد و همینطور اشتغالهای غیر رسمی و غیرقانونی. ساکنان این منازل نیز معمولا افراد بسیار تابآوری در برابر شرایط سخت زندگیاند.
وی گفت: از بعد اجتماعی این فضاها تجسم فقر، بیعدالتی اجتماعی و برخوردهای نامناسب با گستره فقر و حاصل ناکارآمدی حکومتها هستند. این بافتها بعضاً دچار بیمهری شدهاند و در برنامهها و بودجههای سنواتی مغفول ماندهاند. بعضاً حتی شاهد اتفاقات پوپولیستی در این مناطق هستیم؛ طوری که در فرصتهای انتخاباتی، پای سیاستمداران به آنها باز میشود، ولی اعتماد مردم به آنها پایین است.
دبیر علمی این نشست خاطرنشان کرد: از حیث حقوقی هم این بافتها در شرایطی شکل گرفتهاند که مسائل حقوقی و ثبتی در آنها نادیده گرفته شده است که تفکیکهای اشتباه، سکونتهای اجاری، اجاره در اجاره و... و استفاده برای خوابگاههای شبانه از جمله موارد مربوط به آنهاست که پیچیدگیهای حقوقی زیادی ایجاد میکند.
شهر به مثابه یک سازمان اجتماعی
در ادامه این نشست، سعید ایزدی، معاون سابق وزیر راه و شهرسازی، مدیرعامل سابق شرکت عمران و بهسازی شهر ایران و عضو هیأت علمی گروه معماری دانشگاه بوعلی سینا، درباره بافتهای فرسوده توضیح داد: یکی از مسائل شهری امروز، همین بافتهای فرسوده است که انتقادات زیادی بر سیاستهای حاکم در این زمینه نیز وارد است. بنابراین ما امیدواریم توجه مسئولان را در پی داشته باشد چراکه دستکم ۲۰ ملیون از جمعیت ایران با این مسأله درگیرند.
وی در تشریح تاریخچه سیاست و مدیریت های شهری و عملکرد آن در برابر بافتهای فرسوده گفت: ۷۰ یا ۸۰ سال قبل شهرهایمان را عامدانه دگرگون کردیم، قبل از آن شهرهای ایران بسیار تحسینبرانگیز بودند؛ چه از نظر طبیعت، هویت و... البته صرفاً بحث ما، زیبایی بصری شهرها نیست. بسیاری از بافتهای زیبایی شهری ما در یزد، گرگان و... دیگر وجود ندارد؛ شهرهایی که که ساختار و فضای شهری آنها در گذشته، گواهی میدهد که وضعیت اقتصادی و اجتماعی بسامانی داشتند.
وی با بیان این مطلب که شهر را باید یک سازمان اجتماعی ببینیم، ادامه داد: ۵۰ سال پیش این تعریف مطرح شد که شهر تجسم کالبدها و نظامهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. پیشینه شهرنشینی تاریخی در کشور ما پیشینه طولانی است که متاسفانه در دورههای مختلف با آن برخوردهای ناشایست شده است. شروع ناملایمات، از ابتدای قرن و دوره رضا شاه بود، ولو با عنوان بهسازی یا تقابل با سنت که این بحثها هنوز هم مسأله است.
ایزدی گفت: تنها چیزی که میشود از جهان بیاموزیم، ثبت تجربه و درس گرفتن از آن هاست. متاسفانه همان بلایی که ۱۳۰۸ برای شهرهای ما افتاد، امروز هم هست. توسعه بیرویه و گسترش شتابان شهرها باعث مشکلات زیادی شده است.
وی با اشاره به سابقه شهرهای سنتی ایران، ادامه داد: شهرهای ایران در هر شرایطی، سیل و زلزله و... قابلیت بازگشت به وضعیت اولیه را داشتهاند و سنت شهرسازی خود را حفظ میکردند؛ مثل تبریز یا مشهد یا کرمان و همچنین تهران اما این ویژگی در شهرهای امروزی ما نیست و دلیلش هم تغییراتی است که در آنها اعمال شده؛ بهطوری که در حال حاضر به شهرهای چندتکهای تبدیل شدند و توسعه نامتقارنی دارند.
عضو هیأت علمی گروه معماری دانشگاه بوعلی سینا اضافه کرد: گسترش فیزیکی و جمعیتی شهرها هم بسیار به مشکلات دامن زده است و. با وجود هشدارهای ۲۰ ساله اخیر، همچنان شاهد شهرکسازی ها و توسعه افقی شهرها هستیم.
وی با بیان این مطلب که در حوزه حاشیهنشینی و بافتهای فرسوده، ماجرای اصلی، فقر شهری، فقر درآمدی، زیرساختی، خدماتی و.... است، گفت: البته باید درنظر داشته باشیم که این وضعیت تنها برای ۲۰ میلیون از جمعیت حاد نیست؛ بلکه کل جامعه با آن مواجهاند.
ایزدی تاکید کرد: درست است که افراد ساکن در این مناطق، فقیرند اما الزاما مجرم نیستند. بنابراین نگاهمان به این بافتها نباید منفی باشد؛ چهبسا خیلی از سرمایههای اجتماعی مثل همبستگی اجتماعی در این مناطق، بیشتر از سایر مناطق است.
وی افزود: البته این محلات، شاید بهترین بستر رشد بزه شده است. در کنار آن مشکل بحرانهای محیط زیستی هم ایجاد شده که یکی از مصادیق آن تبدیل رودخانهها به خیابان بوده که بارها باعث آبگرفتگی و مشکلات دیگری شده است که در شهر قم و تهران شاهد آن بودهایم. همچنین میّبینیم رود-درهها تبدیل به پاساژ میشوند و در احداث آنها به نقشه تاریخی شهرها توجه نشده. حالا بگذریم که ما در کشورمان با ۲۴۰ معضل طبیعی مواجه هستیم.
عضو هیأت علمی گروه معماری دانشگاه بوعلی سینا با ذکر نمونهای، گفت: پیش از این ما در مرکز مطالعات توانستیم گسلهای شهر تهران را پیدا کنیم و از مدیریت شهری خواستیم حداقل اماکن اصلی مثل ایستگاه و مدرسه و... در آنها ساخته نشود ولی توجه نشد. مشکل ترافیک هم همیشه روبه افزایش است.
وی همچنین با اشاره به تخریب برخی از محلهها با هدف نوسازی و بهسازی گفت: متأسفانه یکی از مشکلاتی که در این زمینه با آن مواجهیم، بحران هویت است که با از بین رفتن تمام میراث گذشتگان ما ایجاد شده. سوای این که ما چه چیزی برای آیندگان میخواهیم به جا بگذاریم. همه ثروتها که مادی نیست.
ایزدی موارد مورد اشاره خود را از جمله مجموعه مشکلات نظام مدیریت شهری خواند و درباره حاشیهنشینی گفت: حاشیه نشینی و سکونتگاههای غیررسمی بخش قابل توجهی از دلیل ایجاد بافتهای فرسوده است. برای نمونه بگویم که مشهد ۳ میلیون جمعیت دارد اما یک میلیون و دویست هزار حاشیه نشین دارد. این ها حاصل ناکارآمدی در مدیریت شهری است.
معاون سابق وزیر راه و شهرسازی همچنین اضافه کرد: نقشههای شهری نشان میدهد در دل شهرها نیز هستههای روستایی نابود شده است. بافت های تاریخی، اراضی رها شده، با توسعه بیرویه مواجه بودهاند این بافتها، حتی در بخشهایی که به اصطلاح حاصل سیاستهای بهسازیاند، قابلیت زیستپذیریشان را از دست دادهاند و آرامش شهروندان از بین رفته است.
وی گفت: این رویه از زمان رضا شاه آغاز شد. در پهلوی دوم گسترده تر شد، خصوصاً در تهران، مشهد، هم آن و... که همه دولت محور، دیکتاتوری و از بالا به پایین انجام شده است. باید از گذشته درس بگیریم و نکته اصلی این است که دولت نمیتواند در این زمینه تصمیمگیرنده باشد و با عنوان بازآفرینی و نوسازی و بهسازی و بازسازی شهری وارد عمل شود.
ایزدی خاطرنشان کرد: ما اکنون در چهارمین دوره از طرح های جامع هستیم که متأسفانه به افزایش افقی شهری دامن زدهاند. متأسفانه مسئولان در توسعه شهری، نگاه بیرونی دارند و کیفیت زندگی مردم هم در این زمینه مهم نبوده است. همه انرژی ها صرف توسعه شده، درحالی که در هیچ سند طرح جامعی به کیفیت زندگی اعم از امنیت و خدمات و... اشاره نشده است. فقط نگاه طرحها، افزایش جمعیت بوده و رابطهای با جامعه و مردم نداشته است.
وی با تأکید بر نقش مشارکتهای مردمی در فرایند مدیریت شهری، گفت: جالب است بدانید که بعد از انقلاب بسیاری از محلات با تکیه بر سرمایه اجتماعی به بهسازی شهر مشغول شدند اما متاسفانه این اقدامات در دهههای بعدی متوقف شد. در یک دوره به یک مشاور ماموریت دادند که در ۴۰ شهر، مناطق مناسب برای ساختمان سازی شناسایی کند. این مناطق را مسألهدار معرفی کردند که تخریب و ساختمانسازی بشود. از این مشکلات باید درس بگیریم و تکرارشان نکنیم.
این مدرس دانشگاه همچنین به مساله تجمیع محلات اشاره کرد و گفت: طرح تجمیع حاصل آن چه بوده؟ درست است که چند محله تجمیع و به لحاظ ساخت و سازها ساماندهی شدند، اما دیگر در آن مناطق شاهد سرزندگی و نشاط اجتماعی مردم نیستیم. سازمان نوسازی تهران البته حرکت رو به جلویی داشته و با استفاده از تسهیلگران و ارتباط با مردم، اقدامات خوبی داشته است.
وی باشاره به دوره مدیریت خود و فعالیتهایی که با طرح «بازآفرینی» شهری داشته، اظهار کرد: با درسهایی به ما از گذشته گرفتیهایم این مساله برایمان اهمیت داشت که نباید صرفا نگاه فیزیکی به آنها داشته باشیم. طرح بازآفرینی شهر هم در همین راستا در دستور کار قرار گرفت که نگاه اقتصادی، اجتماعی کالبدی و زیست محیطی همه باید در آن لحاظ شود.
ایزدی با بیان این که بافت فرسوده به معنای صاف کردن و ساخت بافت جدید نیست، گفت: بحث بعدی این بود که دولت نباید وارد این حوزه و تملک اراضی و... شود. مدیریت شهری خودش باید تصمیمگیرنده باشد. در سال ۹۲ ایده ما این بود که همه نهادها و وزارتخانه ها و کنشگران با محوریت مردم، بازآفرینی را پیش ببرند و دولت فقط حمایتگر باشد. باید به بخش خصوصی تسهیلات بدهد و مدیریت شهری و مردم در محلات محوریت داشته باشند.
وی ادامه داد: این نگاهها در آن دوره تجربیات مثبتی را به جاگذاشت، مثل تبدیل یک فلکه شهری که به یک نهاد مدنی در مرکز شهر در میدان شهرداری آن است و مصداق بازآفرینی است که البته تازه شروع شده. البته بازآفرینی شهرها و محلات گاهی تا ۱۰ سال طول میکشد تا به شرایط اصلی خود برگردد. بابل، یزد، نائین، همدان، گرگان و... همه مثالهایی دارند که مصداق بازآفرینی شهرها را در خود داشتهاند.
مدیرعامل سابق شرکت عمران و بهسازی شهر ایران تاکید کرد: در بازآفرینی باید به شهر به مثابه یک سازمان اجتماعی نگاه کرد. این طرح، راه حلی برای درک مردم و جامعه بود و کاش به آن اجازه میدادیم تا ادامه داشته باشد، اما متاسفانه از سال ۹۸ این جریان متوقف شده.
وی با ضروری خواندن تغییر رویکردها در مدیریت شهری و مواجهه با بافتهای تاریخی در شهرهای مختلف گفت: ما چیزی برای از دست دادن نداریم. نباید باقی مانده سرمایه های شهری مان را حفظ کنیم. این آمادگی از سوی ما وجود دارد که به جریان حاکم کمک کنیم.
در بخش پایانی این نشست، حاضران به طرح مسائلی در زمینه عدم استفاده از تسهیلگران، نبود ساختار مشخص برای مشارکت مردمی و دانایی عمومی درباره مسائل شهری، کمکاری حرفههای مختلف و جایگاه دانشگاهها مطرح شد و ایزدی درباره این مطالب، بر اتحاد سه حلقه حرفه، مدیریت و دانشگاهها تاکید کرد.
وی با بیان این مطلب که اصلیترین موضوع، ارتقاء کیفیت زندگی مردم است، گفت: اگر امسال، سال 1392 بود و قرار بود من دوباره فعالیتم را آغاز کنم، ابتدا انرژی خود را صرف همراه کردن حرفه و دانشگاهها میکردم.
انتهای پیام/
نظر شما